محمد حسين بن مهدى فراهانى

255

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

على الرسم اعيان و سفرا را دعوت نمود و در مجلس عنوان كرد كه چنين خيالى در مدنظر است . هريك از مدعوين چنانچه معمول است هر مبلغ كه مقدورشان بود اعانت كردند . تنخواهى جمع شد و آن تنخواه را به يكى از تجار ايرانى سپردند . بعد مجلسى ترتيب و ايرانيان را طلبيدند و قرار دبستان را گذاشتند . و تجار ايرانى به ملاحظهء تمدن و وطن‌پرستى ، قرار دادند از بابت مخارج دبستان هريك برحسب استطاعتشان اعانتى نموده شهريهء معينى بدهند ، خواه طفل در دبستان داشته باشند يا نداشته باشند . بعد اطفال درس‌خوان را معين نمودند و لباس مخصوصى به جهت آنها قرار دادند و خانه‌اى كرايه كردند و از آن تنخواهى كه جمع شده بود اسباب منزلى از قبيل ميز و صندلى و آئينه و كتاب و غيره خريدند ، و معلمين عربى و فارسى و فرانسوى و لله و پيشخدمت و كفش‌دار و فراش نيز برقرار داشتند ، و حاجى ميرزا مهدى نام را به رياست كل گماشتند كه مشار اليه سخنگو و بامدرك و متدين و كافى و به اعلم است . و اطفال شصت نفر متجاوزند و مجالس متعدده دارند و به اختلاف مراتب فهمشان درس آنها مختلف است . صبح مىآيند و عصر مىروند و نهار در دبستان مىخورند . به اين معنى كه آشپز مخصوصى در همان محوطهء دبستان آورده‌اند ، آن آشپز اقسام خورشها را همه روزه مىپزد و قيمت هريك را معين كرده ، هريك از شاگردها و عملجات دبستان هرچه ميل دارند اطلاع مىدهند آشپز مىآورد . اگر آن شاگرد با بضاعت است ، يا پولش را نقد مىدهد يا حساب نموده و در آخر ماه خواهد داد ، و اگر طفلى بىكس و يتيم و فقير است كه هرچه مىخورد مخارج او از دبستان داده مىشود ، و اگر شب جا و مكان هم نداشته باشد در همان دبستان مىخوابد . و مخارج اين دبستان چند فقره است : يكى كرايهء خانه است كه قريب دويست تومان است ، يكى ماهيانهء رئيس و معلمين و عملجات است كه هريك به اختلاف شهريهء معينى دارند ، يكى تعمير اسباب قديم و ابتياع اسباب جديد به جهت مجالس است ، يكى مخارج خوراك و لباس اطفال بىبضاعت [ و ] يتيم است كه بايد از دبستان داده شود . و آن شهريه كه تجار مىدهند هنوز كفايت آن مخارج را نمىكند ، هرچه كم و كسر آيد از آن تنخواهى كه سابقا در مجلس ميهمانى جمع شده خرج مىكنند . صورت شهريه كه تجار مىدهند با مخارج معينهء دبستان ، كتابچه و چاپ نموده‌اند تا همهء اعانت‌كنندگان بدانند در اين ميان حيف و ميلى نمىشود . اين بنده وقتى به دبستان رفتم كه درس اطفال را امتحان مىكردند ، عربى و فارسى و هندسه و حساب و جغرافى را خوب مىدانستند . مىتوان گفت در اين مدت قليل ترقيات كثيره نموده‌اند ، « اين طفل يك شبه ره صد ساله مىرود » . اگر اين وضع به هم نخورد